اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

380

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

أسلم [ 1 ] هنائى ، يزيد بن اسيد سلمى ، روح بن حاتم مهلبى ، مسيب بن زهير ضبى ، عمر بن حفص مهلبى ، حسن بن قحطبه طائى ، سلم بن قتيبه باهلى ، جعفر بن حنظله بهرانى ، ربيع بن زياد حارثى ، هشام بن عمرو تغلبى . همينان را در كارهاى خود جابجا مىكرد چه بديشان وثوق داشت و بر ايشان اعتماد مىنمود . و كارمندانش از غلامانش عبارت بودند از : عمارة بن حمزه ، مرزوق ابو - الخصيب ، واضح ، مناره ، علاء ، رزين ، غزوان ، عطيه ، صاعد ، مريد ، اسد ، و ربيع . منصور در سال 151 به معن بن زائده شيبانى حاكم يمن نوشت كه نزد وى آيد ، پس معن پسر خود ، زائده را به حكومت يمن جانشين گذاشت و نزد ابو جعفر آمد و معن پير شده بود پس ابو جعفر به او گفت : اى معن پير شده اى . گفت : آرى در راه فرمانبردارى تو اى امير مؤمنان . گفت : راستى كه نيرومندى و شكيبايى نشان مىدهى . گفت : آرى بر دشمنانت . گفت : هنوز ( نيروى ) باقيمانده اى در تو هست . گفت : آن هم در اختيار تو است . پس او را به خراسان فرستاد و مهدى آنجا بود ، مهدى بازآمد و معن براى نبرد با خوارجى كه آنجا بودند بماند و بسيارى از آنان را بكشت و نابودشان ساخت و چون ديدند كه نيروى نبرد با وى را ندارند حيله اى به كار زدند و بعضى از خوارج شمشيرها را در ميان دسته هاى نى پنهان ساختند و به هيئت بنايان به خانه اى كه معن در بست براى خود مىساخت در آمدند و چند روزى بدان حال ماندند و چون به ميان خانه رسيدند شمشيرها را درآوردند و بر معن كه روپوشى بر تن داشت حمله بردند [ 2 ] و او را كشتند ، پس برادرزاده اش يزيد ابن مزيد در تعقيب خارجيان كوششى فراوان به كار برد و انبوهى [ 3 ] از آنان را كشت تا آنكه خونهاشان مانند جوى جارى گشت ، سپس [ بسوى ] بغداد رهسپار شد و خارجيان در تعقيب وى شدند ليكن چون با گروهى بسيار از غلامان عمو و قبيله اش

--> [ 1 ] ب ، سلم . [ 2 ] ن ، و بر معن در خانه اش حمله بردند . [ 3 ] ن ، ندارد .